امروز نشه فردا،میتونم

زنده بین دردا می مونم

با دستای پر میرسم یه روز

میبینم یه نور تو آسمونم

واست میخونم بازم میتونم

من راهمو بلدم یه دستی تا تهش میرونم

ببین واقعا دیوونم

بارون میومد

تنها بودم

هیچکی نبود

اینو عالم میدونن

بازم میتونم

یه راز من می مونم


میکشم خودمو بیرون از این دریای سیاه

به خودم میگم تو باز میتونیا

باز میتونیا

باز میتونیا