عنوان ندارد!

جدیدا به این نتیجه رسیدم هرچی بیشتر از آدما و فضای مجازی دور باشم حالم بهتره.

دقیقا وقتایی که دوستام سعی میکنن بیشتر باهام ارتباط بگیرن و منو قاطی کاراشون میکنن حس افسردگی میگیرم و احساس کلافگی میکنم

بی حوصله تر میشم و بسیار زودرنج تر...

این روند زندگی باید عوض بشه....

رتبه

خب جوابا اومد و من خیلی خنثی م

شاید از اونی ام که فکر میکردم بدتر شده باشم،نمیدونم واقعا:)

نسبت به پارسال شکست نخوردم ولی خب به اون حدی از موفقیتم که میخواستم نرسیدم:)

مهم نیست دیگه

الان باید بگردم رشته هایی که قبول میشم رو پیدا کنم،شاید بعدا دوباره م حتی کنکور دادم اما فی الحال فقط میخوام دورشم از این حال.باید خیلی چیزای دیگه رو تجربه کنم تا ببینم کنکور همچنان به کارم میاد یا نه.

ولی ترس از آینده و اینکه چه چیزایی ممکنه اتفاق بیوفته برامم دارم.

در کل امیدوارم امسال همه اونایی که مثل ما تو برزخ بودن به رشته و دانشگاهی که میخوان برسن❤

خودخواهی

چرا من نمیتونم خودخواه باشم و فقط نظر خودم برام مهم باشه؟

این مدت اینو امتحان کردم و دیدم اینکه بخاطر خودخواهی من کسی ناراحت بشه رو نمی تونم تحمل کنم و خودم بیشتر ذهنم درگیر میشه،نمی تونم نسبت به حسی که به بقیه میدم بگم به درک🥲

اینجور چیزا ذاتیه یا میتونه مربوط به دوران بچگیمون باشه واقعا؟!

نتایج

یه درصدی که ازش هیچی قرار نیست متوجه بشی ولی تو روحیه ت تأثیر میذاره دادن که اونم الان یک ساعته منتظرم سایت باز بشه و ببینم چیه،از یه طرف میخوام بخوابم از یه طرف میگم بذار منتظر بمونم تا باز بشه ببینم و بخوابم هرچی بود به فردا نکشه،چه خوب چه بد

آی غریبه

آی غریبه تو چقدر چشات شبیه عشقمه

چقده شبیه اون راه میری و حرف میزنی

آی غریبه نمیدونم چرا چشم تو چشم شدیم

سعی کردم نخورم با جفت زانوهام زمین

:)))

امروز

امروز صبح بدو بدو حاضرشدم رفتم بقیه کارای گواهینامه رو انجام دادم بعد رفتم بانک یه حساب دیگه باز کردم دوباره پول ریختم به یه حساب دیگه. یه کارت دیگه م مشکل پیدا کرده بود دوساعت بخاطر اون دکمه های ATM لامصبو هی زدم اخرم حل نشد گفت باید بری شعبه😑😑

بعدش رفتم فروشگاه خرید کردم اومدم خونه جابه جاشون کردم دوباره برگشتم رفتم کارای پاسپورتمو اوکی کردم.

فقط یه سری خرید ریز موند که دیگه توانایی شو نداشتم برم و باشگاهم امروز وقت نشد که دیگه برم.

فی الحال دارم از گرفتگی ماهیچه ی پام رنج میبرم و به شدددت حس گرمازدگی دارم💔

ولی خب عوضش بیشتر کارامو انجام دادم😎

اگر جانی در بدن باشه بعدازظهر میرم خریدامم انجام میدم خیالم راحت بشه.

overthink

چیه جدیدا همه دارن درمورده اورتینک حرف میزنن و درگیرشن!

واقعا از اینه سوشال مدیا بدم میاد که اگه یکی درباره ی یه چیزی حرف بزنه همههههه دنبالِ اون شروع میکنن

خلاقیت و محتوای جدید واقعا دیده نمیشه:/

همه عین هم شدن و این تکراری بودنه واقعا دل رو میزنه

حالا تا قبل این اصلا کسی نمیدونست اورتینک چیه و یعنی چی

هرکی ام که واقعا این مدلی بود هزار و یک برچسب میچسبوندن ولی الان جوری شده که اگر کسی نیاد بگه من اورتینک میکنم انگار امتیاز این مرحله رو از دست داده!

من نمیگم اینجوری نیستن،اتفاقا بیشتر ادما درگیرشن ولی اینکه اینجوری یهو همه میان درباره ش حرف میزنن و حرفای بیشترشونم تکراریه درست نیست.کسی تا تهش رو نمیره و نمیگه خب بیاین برای بهتر شدنش چیکار کنیم و اینو ادامه بده.

میگه و میره و منتظر موضوع ترند بعدی می مونه!

یه مدتم اختلال ADHD مد بود.

یهو به خودمون اومدیم دیدم همه ی آدما مشکل تمرکز دارن و بیش فعالن.

به هرکی میگفتی فلانی چرا اینکارو اینجوری انجام دادی چرا اینجوری ای میگفت واییی ببخشید بچه ها من ADHD دارم😂

و دقیقاااا همین اختلالی که الان به عنوان آپشن خودشون میبینن تا دیروز مثل فحش بود براشون ولی الان های کلاسه🤌🏻

خلاصه نمیدونم واقعا انقدر غیرقابل تحمل شده یا ایراد از منه😁

آزمون

نزدیک یک ماه داره میگذره

امروز یکی از دوستام آزمون وکالت داشت و ساعت یک پیام داد تموم شد...

چه روزایی رو باهم گذروندیم از قرارای بیدار شدن ۴ صبح بگیر تا پیچوندنای ساعتای آخر کتابخونه

اگر یکم آروم و قرار بگیرم و اینجا بمونم حتما باید برم ببینمش.

تو این همه قراره نتایج بیاد و جوریم که یه لحظه فارغ از همه چی ام و یه لحظه چنان استرسی میگیرم که گریه م میگیره.

کلی کار باید انجام بدم.مامانم امروز گفت تو برنامه ی خودتو بچین نه اینکه بمونی با بقیه هماهنگ بشی اینجوری همه ی کارات می مونه و حقیقتا حق گفت.

اینکه منتظر می مونم تا یه اتفاق بیاد و بیوفته و بعد من برم دنبال کارام نمیدونم از کی و کجا موند روم.

ولی درستش میکنم به حول قوه الهی:))

حق

شماچه میدونین بعضی آدمها چه زجری میکشن که جلویِ چشمای شما قوی و مقتدر به نظر بیان

چه میدونین چه دردی توی جای جایِ روح و قلبشون، چه مسافتی رو پیچ میره که صورتشون خونسردی و صبوریشو هیچ وقت از دست نده

که یهو جلویِ شما فرو نریزن و کوبیده نشن

چه میدونین بعضی ها چه مشقتی رو تحمل میکنن که تو چشمهاتون نگاه کنن و آروم ترین لحن و نگاه رو داشته باشن

و دوست داشتنشون از سلول سلولِ بدنشون فریادِ دلتنگی نزنه

که از ترس قضاوت ها و چشم های بد و زخمی، بیخیال ترین آدمِ دنیا صفّت بگیرن

شما چه میدونین چه جنگی درونشونه و توی دلشون چه غوغایی برایِ زخمهایی که تا همیشه جاش تویِ قلبشون میمونه و همیشه باید مواظبِ نمکِ دست شما باشن برپاست.

:)))))

کدومه؟

جدیدا نمیتونم احساساتم رو تشخیص بدم

اینکه الان بخاطر چی فلان حال رو دارم،نمی فهمم چیه و منشأش از کجاست اصلا.

حالا یا واقعا خیلی تغییر تو رفتارمه که متوجه میشم یا خودم خیلی حساس شدم رو این موضوع...

دعوا

جنگ؟؟؟

این شبیه دشمنی خونی می مونه و کینه رو کینه های قبلی شده.

یه ناراحتی و دعوایی که انگار هیچوقت قرار نیست آخرش به صلح برسه.

نفرت و دعوا از تک تک حرفا و حرکاتون مشخصه و کسی نیست بگه بسه،تمومش کنین

هرچند که اگر کسی ام بگه گوشی نمیدن....

یادم میره

میدونم پریده عطرم از تو اتاقت و لباسات

میدونم هرچی زمان بره چی میشه

میدونم این دیوونه یه چیزایی میشنوه و میبینه که میمیره

میدونم چی میشه

هرکاری کنی از یادم نمیری واسه همیشه

میدونم چی میشه

.

.

قرار بود باشیم یه رنگ

ولی رنگ عوض کردی زرنگ

گفتم قهر نباش بام تو بخند

عشقت از لبات رفت تو دلم

گفتم به تو ، الکل ، کوکولی

اعتیاد دارم سعی کن بمونی

نرو ، شاید تو بتونی

منو دور کنی از این لبخند زوری:))))

۰

۰

مگه من تورو یادم میره

جز تو قلبم از همه عالم سیره

دلم میخواد برگردیم

اما بعضی وقتام واقعا دیره..

مگه میشه یه آهنگ انقدررر به دل آدم بشینه و هروقت گوشش میدی تک تک لحظه هات بیاد جلوی چشمت!؟؛)