همیشه عادت داشتم آخر شبا مخصوصا اون وقتایی که از همه چیز و همه کس دلم گرفته و ناراحتم بیام و بنویسم
امشب خیلی یهویی الان دلم خواست بنویسم:)
اگه بخوام بگم شرایط خوب شده،نشده.هنوزم به اون ایده آلم نرسیدم اما خب شکر میگذره با یه روز کمتر خوندن یه روز بیشتر خوندن.
میدونی من خیلی وقته به این نتیجه رسیدم تا وقتی توی ذهن خودت به این باور نرسی که باید خوند و باید بعداز هر شکست دوباره بلند شد هیچ چیزی تغییر نمیکنه.
باید وقتی از خواب بیدار میشی فکر و ذهنت پیش درس و برنامه ت باشه شبم که خواستی بخوابی به این فکر کنی امروز چیکار کردی کجای کارت ایراد داشت فردا رو چجوری بگذرونی که بهتر باشه.
چقدرر خواب مهمه
هرچقدرم که از اهمیت خواب بگم کمه.من دوتاش رو قشنگ حس کردم.صبح زود بیدارشدن میتونه معجزه ی روزت باشه
انگار تو از همه جلوتری
وقتی از خواب بیدار میشییی فقط باید بری سراغ درس بدون هیچ کار اضافه ای
واقعا ساعتای اولیه ای که از خواب بیدار میشی تأثیر خیلی زیادی روی عملکرد روزت داره
همیشه میگفتم مگه میشه همش درس باشه استراحتم لازمه اما الان میگم استراحت خیلی کم و به وقتش و به دور از چیزی که برات درگیری ذهنی بیاره باید باشه.
تو سال کنکور باید دور خودت و کتابات یه حصار بزرگ بکشی و اجازه ندی کسی واردش بشه و تمرکزت رو بهم بزنه
قبلنم نوشتم که من دوسالم رو سره دوستام باخت دادم
نه اینکه همش بخاطر اونا باشه ها نه.اما الان میفهمم که چه انرژی و زمان و تمرکزی از من به غارت میرفت.
چه بخوای چه نخوای اینطوری میشه قابل کنترلم نیست ابدا
حتی پارسال بیشتر چون دیگه اونا با موضوعی به نام کنکور درگیر نبودن رفته بودن توی یه فاز دیگه و این برای من سم مطلق بود.
اما جالبیش اینجاست که با اینکه اونا مثلا تجربه ی بیشتری از من دارن توی زندگی اجتماعی(چون به هرحال من تجربه ی رفت و امد تنهایی و خوابگاه و محیط دانشگاه و.. رو ندارم) اما من پختگی بیشتری دارم نسبت بهشون و مشاوره ی خوبی ام براشون.این شاید یکی از دلایلی که بود که خیلی از وقت و ذهن من رو میگرفت
من به بقیه کمک میکردم درحالی که خودم داشتم توی اشتباهاتم غرق میشدم.کسی ام دلش برای من نمیسوخت که:)
شاید میگفتن برو وقتت رو نذار و فلان اما من ذهنم مشغول شده بود دیگه.
این اشتباه بود.احساس میکنم الانم دارم یکم کج میرم دوباره دارم میشم مثل قبل اگر جلوی خودم رو نگیر.
نمیدونم چرا اینارو الان و این همه بی ربط نوشتم اما خب حتما لازم بودن که من بدون اینکه بخوام درباره شون نوشتم:)
امیدوارم اگر کسی این متن رو میخونه بخاطر این همه پرش موضوعی منو ببخشه😂
و بازم شکرت مهربون،میدونم که من حتی از قبلم بدتر شدم اما تو همچنان نگاه پر مهرتو ازمون نگیر:)
تو پشتمون نباشی بدبخت عالمیم،تو برامون درستش کن و کمک کن به چیزی که میخوایم برسیم:)❤