دانشگاه

میخواستم بیام از این چند روز بنویسم اما انقدر شلوغ بودم و از خستگی خوابم میبرد که هی عقب میوفتاد.

دارم میرم خوابگاه و نگرانم...

وارد مرحله ی جدیدی از زندگی دارم میشم و تقریبا باورم نمیشه که وارد این مسیر شدم

میدونی این روزا انگار از من خیلی دور بودن انگار هیچوقت قرار نبود تجربه شون کنم و الان حالم قابل وصف نیست؛ خوشحالم،استرس دارم یا ناراحتم؟نمیدونم.

اونجا دوستام هستن اما اینکه تو یه اتاق باشیم یا من مجبور باشم برم یه اتاق دیگه رو نمیدونم.

سر این موضوع بیشتر استرس گرفتم که اگه قرار باشم برم یه اتاق جدید باید چیکار کنم؟چجوری باید خودمو اوکی کنم و راحت باشم.

الان بیشتر بچه ها باهم دوست شدن و تقریبا من هرجا برم جز اتاق دوستام غریبه حساب میشم.

از خدا میخوام هرچی خیر و صلاحه برام رقم بزنه و کمکم کنه تا سربلند بیرون بیام از این مسیر💚

خواب

خدایا من چرا انقد بنده ی خوابم آخه🥲🥲

شروع

خیلی هیجان دارمممممم

از ته ته قلبم امیدوارم اونجوری که میخوام پیش بره

و از پس سختی هاش بربیام

خدایا به امید تو🙃💚

بعد از مدت ها

دلم میخواد تو داروخونه کار کنم بنظرم خیلی جالبه در عین اینکه از نظر دارویی اطلاعاتت بالا میره سرکارم میری ولی تا جایی که میدونم حقوق زیادی نمیدن،مخصوصا اگه تازه کار باشی

حالا من که هیچ زمینه ای از این ندارم ولی یکی از دوستام یهویی پارسال خبر داد‌ که میره داروخونه و اینا و استخدام نیست اونم

حالا داشتم فکر میکردم من اگه برم دنبال اینکار اون میگه حسودی کرده و فلان🤌🏻

ولی خب نظر اون مهم نیست حالا

خیلی استرس دارم بابت همه چی

دانشگاه و درسایی که همه میگن سخته

سلامتم که به دکترم اعتماد ندارم و احساس میکنم زیادی دارو داده😑

اینکه باید برم دانشگاه و درس و خوابگاه اونم توی این شرایط

تازه احساسات و اون فکرای عاطفیم که دارم هست.

به مشاور احتیاج دارم احساس میکنم

جفت

۷:۷ رو دیدم

الانم ۸:۸ رو دیدم

زیبا نیست؟:)

نیازمندی

من کار میخواممممممم

کاررررررررر🤌🏻🤌🏻