دلم گرفته:)

جدیدا خیلی زود به زود دلم میشکنه

خیلی زود به زود بهم برمیخوره

خیلی زود به زود...

دیگه توان ندارم راستشو بخوای

از خودم و اشتباهای تکراریم خستم

موضوع فقط مربوط به درس نیست

چیزی به نام تعهد به خودم در من وجود نداره

دلم میخواد دورشم از همه جا و همه چی

این چندین باره که دارم اینو میگم؟:)

کاش یه بخشی از احساساتم از من کنده میشد

من الان نمیتونم برای درست کردن اون انرژی بذارم

اینجوری همه چی رو باهم از دست میدم

نمیدونم من باید بیشتر خانواده مو درک کنم یا اونا منو درک کنن؟

نمیدونم من حرفام بی جاست یا اونا دارن سخت میگیرن؟

پس کی تموم میشه این درد؟؟؟

بدی از من دور بمون،من دیگه جونی ندارم:)