خواب سمی
دیشب خواب دیدم بینیمو عمل کردم و انقدر دغدغه ی عینک زدن بعد از عمل و جا ننداختن روی بینیم رو داشتم که تا حالا تو هیچ موضوعی انقدر دقت نکرده بودم و برام اهمیت نداشت،بعد یه جای این خواب رفته بودیم یه جای مدرسه-دانشگاه طور به استاده گفتم منو یادتونه؟
میگه چجوری قربونت و صدقه ت میرفتم؟گفتم هیچ جوری
گفت پس نمیشناسمت:/
من فقط اونایی که اخلاقشون مثل شوهرمه رو یادم می مونه🤣
یعنی انقدر سمی بود این خواب که هر زمانش یه اتفاق غیرمرتبط دیدم
یه جای دیگه رفته بودم جا مدادی بگیرم گفت این جامدادیا ۱۸۰ تومن بودن ولی چون من رفتم بگیرم صاحب مغازه میگفت ۸۰۰ تومن شده😂برگشت با فروشنده هاش دعوا میکرد که چرا گفتید ۱۸۰
حالا دلیلش چی بود؟چون من عینک زده بودم😂
یه عینک گرفته بودم بالای فرمش ابرو داشت و شیشه هاش رو از اونجایی که سوراخ داشت توی فرم عینک گذاشته بودن🤣
تنها نکته ی مثبتش این بود که فهمیدم اگه بینی مو عمل کنم خوب میشه