آخرین پستم درباره ی یه امتحانی بوده که دوست داشتم جزو سه نفر اول کلاس بشم و الان حتی نمیدونم چه امتحانی بود و من چند شدم.

چقدر تو این مدت اتفاقات عجیب و غریب زیادی افتاده

وضع کشور رو لازم به گفتن نیست اما وضع زندگیمم دست کمی از اون نداشت.

از چیزایی که تجربه کردم،از سختی هایی که کشیدم

حتی الانم با فکر کردن بهش دلم می‌گیره.

خلاصه ش میشه اینکه وارد رابطه شدم به قصد جدی و تهش به یه دلیل منطقی و ناراحت کننده تموم شد!

من طرف عاشق این رابطه نبودم ولی انقدررررر تلاش کردم و خودمو نابود کردم که تموم شدنش انگار یه نقطه ی بزرگ گذاشتن جلوی همه تلاش هام و سختی هایی که کشیدم.

خسته م و حتما از این بعد اینجا مینویسم از اون روزا....