مسافرت هفته ای که گذشت پر از حاشیه و استرس بود.

از اولش که رفتن و نرفتن هی کنسل و اوکی شد تا وقتی که برگشتیم.

از حرکت به سمت شمال و ازهمون اول راه تصادف کردن تا رفتن به کوچه و خیابان های ناآشنایی که فقط خود خدا مارو سالم از اونجا برگردوند،انقدری که شلوغ بود و ترافیک شدید و من استرس داشتم که الان چیکار باید کرد،رانندگی کردن تو شب همونقدر که لذت بخشه میتونه تو جاده ی پیچ در پیچ و پراز ترافیک ترسناک و استرس آور و اذیت کننده باشه.

یه جاهایی دوست داشتم دکمه ی برگشت به خونه رو میزدم و چشم باز میکردم رو تختم میبودم.

در این حد بگم که از میزان استرس تو مسیر برگشت حالم بد شد و با اینکه چیزی نخوده بودم اما هر یه قدم میرفتم دستشویی😂

آشنا شدن با آدمای جدید و اومدن حاشیه و چالش های جدیدم شد بخشی از این سفر،حالا من موندم و اینکه چجوری باید رفتار کنم تا اتفاقی نیوفته و چیزی پیش نیاد یا حداقل جلوشو بگیرم.

دارای معذوریتم واقعا:)

اما در کل سفر بدی نبود و امیدوارم همه ی مسافرا همیشه سالم و شاد برسن به مقصداشون.