این جمعه ی شهریور
چیه این فکرایی که تمومی نداره؟
هرکاری میکنی یهو به خودت میای میبینی کل مدت تو ذهنت داشتی به اون فکر میکردی بدون اینکه خودت بخوای یا بفهمی
امروز گیر دادم به آشپزخونه و شروع کردم تمیزکاری بدون اینکه کسی ازم بخواد یا نیازی باشه.
کلی ام حالم خوب شد ولی دیدم تو تمام این مدت من کنار همه ی آهنگایی که تو ذهنم پلی میشد فکر اونم بوده.
نمیخوام اینجوری باشه این کار چیزی نیست که حالمو خوب کنه.
یه اتفاقی که خیلی دوست داشتم اتفاق بیوفته کنسله انگار و این واقعا ناراحتم کرد،خیلی تو ذهنم پلن چیده بودم براش،حیف واقعا امیدوارم که درست بشه ان شاءالله.
پ.ن همه از خونه ی خالی استفاده بی نهایت میبرن من تصمیم میگیرم تحول نظافتی بدم:)
+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 15:54 توسط M
|