باورم نمیشه که الان یک ساله که پیشمون نیستی

چقدر این روزا دیر و دور داره میگذره،تحمل کردنش برام سخت شده واقعا.

دوست داشتم فردا میومدم پیشت و کلی درد و دل میکردم برات

ازت میخواستم دوباره برام دعا کنی،یادته که چقدر قشنگ و از ته دل دعامون میکردی؟؟

از اون موقع که رفتی تا الان آخرین کوکب شکیلا شده مرهم برام:))

کاش این آخرین امتحان زودتر بگذره و برگردم خونه،زندگی بدون استرس میخوام🙃