امشب عمیقا دلم برای روزایی که از کتابخونه میومدم و غش میکردم از خستگی تنگ شد...

چقدر خوب بود چقدر خستگیش میچسبید

با اینکه نتیجه ش چیزی نشد که من میخواستم ولی اون اوایل مسیر انقدر قشنگ بود برام که شاید دوباره بزنه به سرم و امتحانش کنم.

الان دیگه مسیر رو یاد گرفتم و اگر اخراش رو مثل سالای قبل نمیرفتم خیلی بهتر میشد

ولی چیزی از اون حس خوبی که سه ماه داشتم کم نمیکنه

به اون آدمی که اون موقع بودم دوباره نیاز دارم

همونقدر مصمم

همونقدر قوی

همونقدر متمرکز

همونقدر به دور از حاشیه